![]() |
![]() |
|
| شعر و متن های عاشقانه |
|
به تو صادقانه گفتم، ولي تو تنهام گذاشتي
حالا من موندم و يک عمر، حسرت وغم وسياهي
|
|
+ نوشته شده در
Tue 10 Apr 2007ساعت 3:58 توسط مرد تنها |
|
|
آخرين بار که اورا ديدم گردنبند صليبي به او هديه کردم؛ گفت: من که دوستت ندارم، پس چرا به من هديه مي دهي!؟ گفتم: بر سر هر گوري صليبي مي نهند، اين صليب را بر گردنت بالاي قلبت بياويز، زيرا آنجا گورستان عشق من است . |
|
+ نوشته شده در
Sun 1 Apr 2007ساعت 4:24 توسط مرد تنها |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
Fri 30 Mar 2007ساعت 3:37 توسط مرد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|