![]() |
![]() |
|
| شعر و متن های عاشقانه |
|
من تو را در همه ی کاش ها می بینم ، تو را در همه ی دلواپسی ها و دلشوره هایم ، در اشک ها و شادی های کودکانه ام ، در حسرت ها و آه ها و سوز و گداز هایم می بینم . من هر دری را به امید آمدن تو باز می کنم و هر دفتر چه ی را به امید خواندن نام تو ورق می زنم ، من در ترنم هر نغمه و آهنگی ، تو را می جویم و با گل و نسیم و گلاب از تو می گویم .
می خواهم برای تو آسمانی بسازم و خورشید ی ، که هیچ گاه غروب نکند ؛ می خواهم برای تو کهکشانی بسازم که پای هیچ فرشته ای به آن جا نرسیده باشد ؛ می خواهم برای تو زمینی دیگر بیافرینم و پرندگانی دگر و گل ها و جنگلی تازه و دریایی تازه تر ؛ می خواهم قلبم شعله ای آبی و گیرا باشد و من در پرتو آن تا روز قیامت بسوزم و تو را تما شا کنم .
|
|
+ نوشته شده در
Fri 14 Sep 2007ساعت 2:9 توسط مرد تنها |
|
|
هزاران لاله و پروانه ها ، بیمار عشقند شب و چشم من و مرغ سحر ، بیدار عشقند
فرو زان محفل شمع و شب و اشک و ستاره گمانم آن همه چون چشم من ، در کار عشقند
خوشا خار ملامت ، بر دل بیمار بلبل خوشا آنان که مست از باده ی ، آزار عشقند
غریبی و غم درد فراق و سوز و هجرت یقین دارم که از شیرین ترین ، اسرار عشقند
خاطره می نویسم : به یاد بارانی ترین شب زندگی و قاصدک ها را در لحظه های بهاری می بویم ؛ شب از کمین رخوت فارغ است و من امشب نوای خیا لم بوی عشق می دهد .
|
|
+ نوشته شده در
Mon 3 Sep 2007ساعت 1:40 توسط مرد تنها |
|
|
بر شاخ عمر ما گل فرصت شکفت و ریخت صد آ فرین به همت آنکس که چید و رفت شنیده ام دلتان جای دیگری بند است ، سفر بخیر پرستوی عاشق آزارم برو که پشت سرت آب نه ، که خون پاشید ، به وقت بدرقه ات چشمهای بیمارم به زور ذکر و دعا و دخیل و نذری هم ، نشد که تورا پیش خود نگه دارم تو ای ستارۀ اقبال من بگو تا کی ، به انتظار تو عمری ستاره بشمارم بدانکه بی تو لبم با ترانه ها قهر است ، و عشق یخ زده در پرده های گیتارم نگاه آخر تو داد زد که خواهی رفت ، چقدر باطل و بیهوده بود اصرارم هزار مرتبه گفتم: تو چشمهای منی . هزار بار شنیدم، : من از تو بیزارم امید نیست به ماندن ، برو خداحافظ ، جز این چه مانده بگویم عزیز ، ناچارم ولی تورا به خدا قبل رفتنت حل کن ، چگونه از تو و عشق تو دست بردارم به صد صواب هم این جرم را نخواهم داد ، اگر گناه من این بود ، دوستت دارم خودت مسافر آینده ای و من باید ، تورا به خاطره های گذشته بسپارم
|
|
+ نوشته شده در
Fri 24 Aug 2007ساعت 1:44 توسط مرد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|