![]() |
![]() |
|
| شعر و متن های عاشقانه |
|
هزاران لاله و پروانه ها ، بیمار عشقند شب و چشم من و مرغ سحر ، بیدار عشقند
فرو زان محفل شمع و شب و اشک و ستاره گمانم آن همه چون چشم من ، در کار عشقند
خوشا خار ملامت ، بر دل بیمار بلبل خوشا آنان که مست از باده ی ، آزار عشقند
غریبی و غم درد فراق و سوز و هجرت یقین دارم که از شیرین ترین ، اسرار عشقند
خاطره می نویسم : به یاد بارانی ترین شب زندگی و قاصدک ها را در لحظه های بهاری می بویم ؛ شب از کمین رخوت فارغ است و من امشب نوای خیا لم بوی عشق می دهد .
|
|
+ نوشته شده در
Mon 3 Sep 2007ساعت 1:40 توسط مرد تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|